الشيخ الكليني (مترجم: اردكانى )

767

تحفة الأولياء (ترجمه أصول كافى) (فارسى)

داده و على عليه السلام آن را نوشته ، و صحيفه‌اى كه هر حلال و حرامى در آن است . و به درستى كه شما امرى را به جا مىآوريد ، پس ما مىشناسيم هرگاه شما آن را فرا گيريد ، و مىشناسيم هرگاه آن را ترك نماييد » ( و مراد اين است كه جزئيات و كليّات امور شما در آن صحيفه مكتوب است و ما همه را مىدانيم ) . 643 / 7 . على بن ابراهيم ، از پدرش ، از ابن ابى عُمير ، از عمر بن اذينه ، از فُضيل بن يسار و بُريد بن معاويه و زراره روايت كرده است كه عبدالملك بن اعين به خدمت امام جعفر صادق عليه السلام عرض كرد كه : طايفه زيديّه و معتزله ، دور محمد بن عبداللَّه را گرفته‌اند ، آيا او را هيچ سلطنت و پادشاهى هست ؟ حضرت فرمود : « به خدا سوگند كه در نزد من ، دو كتاب است كه در آنها نام هر پيغمبرى و هر پادشاهى كه زمين را مالك مىشود ، مذكور است . به خدا سوگند ، كه محمد بن عبداللَّه در هيچ يك از آنها مذكور نيست » ( و همين محمد ، محمد بن عبداللَّه بن حسن است كه ملّقب است به نفس زكيّه ، كه بر منصور دوانيقى كه دويم خلفاى بنىعبّاس است ، خروج نمود ) . 644 / 8 . محمد بن يحيى ، از احمد بن محمد ، از حسين بن سعيد ، از قاسم بن محمد ، از عبدالصّمد بن بشير ، از فضيل بن سُكَّره روايت كرده است كه گفت : بر امام جعفر صادق عليه السلام داخل شدم ، فرمود كه : « اى فضيل ، آيا مىدانى كه در اندك زمانى پيش از اين ، در چه چيز نظر مىكردم ؟ » فضيل مىگويد كه : عرض كردم : نه . حضرت فرمود : « نظر مىكردم در كتاب فاطمه عليها السلام و هيچ پادشاهى نيست كه پادشاه شود ، مگر آن‌كه نام او و نام پدرش در آن نوشته ، و در آن ، از براى فرزندان امام حسن عليه السلام چيزى را نيافتم » . باب در شأن سورهء ( إنّا أنزلناه فى ليلة القدر ) و . . . 41 . باب در شأن سورهء « إنّا أنْزَلْناهُ فى لَيْلَةِ الْقَدْرِ » و تفسير و بيان آن 645 / 1 . محمد بن ابى عبداللَّه و محمد بن حسن ، از سهل بن زياد و محمد بن يحيى ، از احمد بن محمد ، همه روايت كرده‌اند ، از حسن بن عبّاس بن حَريش ، از امام محمد تقى عليه السلام كه فرمود : « امام جعفر صادق عليه السلام فرمود كه : در بين آن‌كه پدرم امام محمد باقر در دور خانهء كعبه طواف مىنمود ، ناگاه مردى نقاب بسته پيدا شد ، كه او را مقدّر شده بود ( يعنى : خدا آن نقابْ بسته را به نزد پدرم آورده بود و از براى آن حضرت چنين مقدّر فرموده بود . و مراد اين است كه آن ملاقات ، از اتّفاقات خدايى بود كه كسى آن را گمان نداشت ) . پس هفت شوط طواف